((سلام همکار عزیز
اتفاقی پیدات کردم ! ولی کل صفحتو خوندم !
صراحت و لحن جالب و دوست داشتنی ای داری !
سوگند نامت رو هم خوندم !
خیلی اهداف زیبایی داری ولی رسیدن بهش خیلی سخته !
یعنی تو صدا و سیمای ما رسیدن بهش خیلی سخته !
من که نمی شناسمت و نمی دونم الان سر چه کاری هستی و با چه گروه و چه شبکه ای داری کار می کنی ولی محیط سازمان انقدرها هم مهربون نیست ! اصلا وقتی می ری جلوی آنتن چیز زیادی دست تو نیست ! 
همه چیز مثل یه سناریو از قبل نوشته شده و تو فقط باید به اون عمل کنی !

روحت زیباست ... حالا که وارد این حرفه شدی هم بهت تبریک می گم هم برات آرزوی موفقیت می کنم فقط خیـــــــــلی مراقب خودت باش !

خیلی چیزها اونجوری که تو دوست داری نیست ! خودتو برای مقابله باهاشون آماده کن !
دعای خیرم بدرقه ی راهت))

چهارشنبه 8 آذر1391 ساعت: 0:45

ـــــــــــــــــــــــــــــ    ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــ   ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


این متن بهترین نظری بود که تا حالا تو وبلاگم به ثبت رسیدهه!!!

واسه خیلی وقت پیش هاست!!اما هر دفعه که این حرفارو میخونم یه حال عجیبی میشم!!

این حرف ها رو یک مجری به من زده که ممکنه چند ها بار تصویر اون رو تو تلوزیون دیده باشید!!

نمیدونم واقعا خودش هست یا نه!اما حرف های اون سرشار از عمری تجربست!


*عزیز دلم خیلی خیلی دلم واست تنگ شده!!!!

تو این مدت که عاشق مجریگری بودم{{الان هم هستم}} خیلی ها نا امیدم کردن،منو به گریه انداختن،مسخرم کردن،چرت و پرت گفتن و...

اما یه کسایی مثه تو بودن که حال و هوای منو عوض کردن!!!آره تو...

چون نظرت رو تو خصوصی واسم نوشتی اسمت رو نمیگم آبجیه گلم!!

یه کسایی بودن که منو عاقل تر کردن و درس زندگی بهم دادن!{{غ-احمدی}}

اما...

یه کسایی بودن که سر کوفت های فراوون زدن و الان دارن حرف های منو می خونن!!

پارسال همین موقع(ماه رمضون91)تا صبح بیدار موندم و گریه کردم!

یه آقا پسری که تازه مجری شده!مجری شبکه 7!ماه رمضون پارسال چون قبول نکردم باهاش اجرا کنم کلی بهم سر کوفت زد!!!!


همین....

(ف.م)دلم واست تنگیده....